تبليغاتX
سینما ‘ موسیقی ‘ اجتمایی
سینما ‘ موسیقی ‘ اجتمایی
 نقد و بررسي فيلم زنان بدون مردان women without men
هميشه به فيلمهايي كه با محوريت ايران يا با عوامل ايراني در هاليوود توليد مي شدند مشكل داشتم نه بخاطر سياهنمايي زياد بلكه به خاطر ضعف تكنيكي و فني،ولي شيرين نشاط با فيلم اولش ثابت كرد كه اين تفكر من شايد كاملا درست نباشد.

فيلم زنان بدون مردان يا women without men  يك فيلم زيبا و قابل تامل و آميخته با فضاي سورئالي كه شهرنوش پارسي پور در كتابي با همين نام خلق كرده است.

داستان فيلم،فرازي از زندگی 4 زن را نشان میدهد که هر کدام به شکلی آزرده رفتار مردان هستند یکی از این زن ها که میان سال است و همسر یک درجه دار ارتش و خسته از تفکر تحقیر آمیز همسر، یکی دیگر که یک فاحشه است و از این کار خسته شده و فراری است، دیگری دختر جوانی است که بدلیل تجاوز دو مرد در خیابان به او روی باز گشت ندارد، و آخرین زن دختر جوانی است که دوست دارد در مسائل سیاسی آن دوران شرکت کند که با مخالفت برادراش رو به رو می شود و او را اجبار به انتخاب همسر می کند.

ميزانسن و دكوپاژ بسيار زيبا با فيلمبرداري مثال زدني اين فيلم شايد حكايت از آن مي كند كه عرصه فيلمسازي ايرانيان خارج از كشور تكان اساسي به خود داده است.براي مثال ميزانسن حمام فاحشه ها بي نظير است و حركت كرين به همراه دكوپاژ عالي در سكانس بعد از خود كشي مونس در اول فيلم و دنبال كردن جوي آب توسط دوربين نيز خيره كننده است.

انتخاب لوكيشن كه خانم نشاط مراكش را برگزيده اند نيز بسيار به جا است تا جايي كه براي مخاطب به واقع فضاي ايران در زمان مصدق تداعي مي شود.

لحجه ي قابل قبول بازيگراني كه عمري در خارج از ايران زندگي كرده اند اما به خوبي  بدون لحجه ي انگليسي صحبت ميكنند هم از نقاط عطف فيلم است.كه البته اين دو نكته ي آخر يعني انتخاب لوكيشين و عدم لحجه ي غير فارسي بازيگران در فيلمهايي نظير سنگسار ثريا به شدت بيننده را آزار مي داد.

و چه زيبا بود  بازي شبنم طلوعي و پگاه فريدوني.شبنم طلوعي عزيز بعد از درخشش در ايران به دليل يك سري مشكلاتي كه با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيدا كرد يا بهتر است بگوييم برايش مشكل درست كردند راهي آنور آبها شد و بعد از چند سال بي خبري از وي اينك بازي درخشان ديگري از خود به جا گذاشت.

پيشنهاد من اين هست كه حتما اين فيلم بي نظير را ببينيد و در آخر :

مرگ دشوار نيست

   اين تصورشه كه دشواره

             انگار اونچه كه همه ي ما در جستو جو اش بوديم

                           يافتن شكلي تازه، راهي جديد

                                           به سوي رهايي بود


|+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه دهم شهریور 1389  |
 مادر مرد !
مادر جان ندارد...!

مادر ....مرد !

فقط همين را ميتوان گفت.

نادره

|+| نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سی و یکم فروردین 1389  |
 این راه کج میرسه به مقصد؟ خدا میدونه
بدون شک محسن نامجو در موسیقی چند سال گذشته یک پدیده ناشنیده بود.محسن نامجویی که با تلفیق هر نوع موسیقی توانست طرفدارانی برای خود دست و پا کند.شعر های نابی که یا از بزرگان میخواند و یا از تراوشات ذهن خود به ساز می آمد اکثرا به دل مینشستند.

محسن نامجوی عزیز، خواننده ی مورد علاقه من،روی سخنم با تو است.

دلیل این سماجتی که به چیدن آهنگ شمس در آلبوم (آخ)انجامید را درک نمیکنم.این لج بازی نیست؟آیا صرفا برای چزاندن دل عباس سلیمی این کار را کردی و شمس را در استدیو خواندی؟به نظر من و خیلی از طرفداران داخل ایران تو آهنگ شمس یک ننگ در کارنامه هنری تو میباشد.به راستی که اینگونه آهنگها به وهن قرآن مجید می انجامد.سوی دیگر انتقاداتم از خواننده محبوبم به کار بردن کلمات مبتذل و گاها مستهجن است.محسن عزیز ترک اول آلبوم به نام(همش دلم میگیره) به این زیبایی چرا با یک کلمه بالای 18 جوری میشود که من نتوانم آن را با صدای بلند گوش دهم که البته این موضوع قبل ها در (رفتم سر کوچه) اتفاق افتاده بود.ولی به واقع از تو انتظار آهنگ (بی نظیر) را نداشتم چراکه کل آهنگ مملوء از کلمات و صدا های مستهجن بود.من و اکثر طرفدارانت خواستار بازگشت موسیقی فاخر محسن نامجو هستیم،همان موسیقی که تو در تراکهای:خان باجی،Cielito Lindo،قشقایی،همش دلم میگیره(بدون کلمات مبتذل)،دلا دیدی،گلادیاتورها-تکرار کردی.

و در آخر از همکاری و صدای بک گراند (گلشیفته فراهانی) تشکر میکنم که با صدای ملکوتی خود به تراکها جان بخشیده بود.ما پیشتر صدای گلی را در فیلم  اکران نشده بابا عزیز شنیده بودیم.

|+| نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیستم آبان 1388  |
 تا شمقدري و يارانش هستند استاد فرمان آرا فيلمي به ارشاد نخواهد داد
«نوع مميزي پس از انقلاب تغيير کرد. پيش از انقلاب «چه نبايد» بود، پس از انقلاب اما به «چه بايد» تبديل شد.» بهمن فرمان آرا که صبح ديروز رو در روي خبرنگاران درباره فعاليت هاي سينمايي آينده اش در موسسه «کارنامه» حرف مي زد، اين مقدمه را گفت تا بگويد چرا دست کم تا چهار سال آتي فيلمي در ايران نخواهد ساخت. کارگردان «خاک آشنا» موارد مميزي پيش از انقلاب را برشمرد و از شيوه اعمال مميزي در دوران پس از انقلاب اسلامي ايران سخن گفت؛ «خاندان سلطنتي، قانون اساسي، نيروهاي سه گانه و دين مبين اسلام چهار موردي بود که انتقاد از آنها مجاز نبود. انقلاب که شد از «چه بايد»ها سخن به ميان آمد.

مي گفتند چه چيزي بايد ساخته شود و براي اين کار با اعطاي انواع سوبسيدها کوشيدند روند فيلمسازي را به آن سو ببرند.» به گفته فرمان آرا اين شيوه موفق نشد چون «اگر فيلمسازان به «چه بايد» گردن مي نهادند، بايد با خلاقيت خداحافظي مي کردند.» فرمان آرا درباره اعمال همين شيوه در زمان کنوني حرف زد؛ «در دولت بعد از نهم موفق شدند اين نوع از مميزي را به کرسي بنشانند. انتخاب شمقدري و گروهش نشانه اين است که فيلمي توقيف شده که کارگردانش پنج سال پيش آن را به وزير اطلاعات تقديم کرده بود، آزاد مي شود و از همين الان اعلام مي شود اکران نوروزي خواهد داشت.» از همين روست که فرمان آرا در ادامه سخنانش تاکيد مي کند «تصميمي براي فيلمسازي ندارد و از اينکه فيلمنامه يي را براي دريافت مجوز به وزارت ارشاد بدهد، راضي نيست.» فرمان آرا يک جمله ديگر مي گويد تا اين بخش از حرف هايش را تمام کند؛ «هيچ فيلمنامه يي را به وزارت ارشادي که معاونت سينمايي اش شمقدري باشد، ارائه نخواهم داد.» فرمان آرا در ادامه به روند فيلمسازي و ارتباط آن با اتفاق هاي اجتماعي پرداخت؛ «سرعت اتفاقات اجتماعي بسيار سريع تر از سرعت فيلمسازي است که معمولاً پروسه يي دوساله دارد و اينچنين است که فيلمي که ساخته شده هيچ ارتباطي به روزگاري که در آن اکران مي شود، ندارد. من يک سال و نيم از آغاز انقلاب سه فيلمنامه تصويب شده داشتم، اما هيچ يک را نساختم چون هر روز اتفاق جديدي مي افتاد و معلوم نبود فيلمي که ساخته مي شود به درد اجتماعي که در آن اکران مي شود مي خورد يا نه.» کارگردان «بوي کافور، عطر ياس» درباره فيلمنامه جديدش به نام «معلم» گفت؛ «به دليل شرايط فعلي ترجيح دادم، اين سناريوي کامل شده را کنار بگذارم اما از آنجا که هرگز بيکار نمي نشينم و خود را به مردم و جوانان علاقه مند به سينما بدهکار مي دانم و معتقدم هرچه دارم از اين مملکت است، تصميم گرفتم دوره سه ماهه کارگاه فيلمسازي را برگزار کنم و تا حد امکان داشته هايم را به هنرجويان علاقه مند منتقل کنم.» نويسنده و کارگردان «خاک آشنا» مهم ترين دغدغه خود را مسائل اجتماعي و فرهنگي دانست؛ «اين دغدغه همواره در سال هاي پيش و پس از انقلاب در من وجود داشته است. فيلم «شازده احتجاب» را در اوج حکومت آن دوره ساختم و فيلم ديگرم «سايه هاي بلند باد» که در هر دو دوره توقيف شد، محصول سال 56 است.

بنابراين جنس فيلمسازي ام را به خاطر تغيير نظام تغيير ندادم.» فرمان آرا بر آن است دو پروژه سينمايي اش را در خارج از کشور پي بگيرد؛ «براي ساخت فيلم «از عباس کيارستمي متنفرم» در حال رايزني با کشورهاي ايتاليا، چک و بلغارستان هستم چون اين فيلم دکور بسيار بزرگي نياز دارد که در فضاي استوديو بايد ساخته شود و سرمايه در اين مساله بسيار دخيل است. البته فيلمبرداري ما تنها 12 روز زمان مي برد و کرايه استوديويي که دکور در آن ساخته مي شود، مهم ترين مساله پروژه است.» فيلمنامه «از عباس کيارستمي متنفرم» آخرين اثري بود که فرمان آرا به وزارت ارشاد داده و رد شده است؛ «حالا ترجيح مي دهم فيلمم را در خارج از کشور بسازم و فيلمنامه آن را به معاونت سينمايي فعلي ندهم. علاوه بر اين طرح ديگري دارم که کاري کمدي است و علاقه مندم آن را با حضور عليرضا خمسه و اکبر عبدي بسازم.» او درباره پروژه ديگرش «سفر به تاريکي» همچنين گفت؛ «چهار سال پيش اين فيلمنامه نوشته شد، اما شرايط ساخت آن فراهم نشد. حالا هم شخصاً در حال رايزني با شرکت هاي آلماني هستم که اگر شرايط فراهم شود اين فيلم با حضور دو بازيگر ايراني - هديه تهراني و رضا کيانيان- در برلين و به خاطر پيشينه تاريخي اين شهر ساخته مي شود.» قصه اين فيلم از ديد فرمان آرا ساده است؛ «زني ايراني با چادر و مقنعه سراغ شوهرش در آلمان مي رود که دارد دکتراي فلسفه مي گيرد اما آنجا متوجه مي شود او را کشته اند. پايان تراژيکي هم دارد و به همين خاطر نام «سفر به تاريکي» گرفته است.» بهمن فرمان آرا که دو نمايشنامه پيشنهادي اش «مردي براي تمام فصول» و «ظلمت در نيم روز» مجوز اجرا پيدا نکرده است، درباره سرانجام فعاليت هاي تئاتري اش نيز سخن گفت؛ «پيشنهاد اجراي دومين نمايشنامه همچون يک جوک بود. سيستمي که به نمايشنامه «مردي براي تمام فصول» که درباره مردي مذهبي و به قول امروزي ها اصولگرا بود، اجازه اجرا نداد، مسلماً اجازه اجراي «ظلمت در نيمروز» را که درباره دادگاه هاي استاليني در دهه 1930 است، نمي دهد. مي خواستم توپ را به زمين آنها بيندازم.»

«نمي توانم بيکار بنشينم و چون تصميمي براي ساختن فيلم ندارم يک بار براي هميشه دوره سه ماهه فيلمسازي در همين موسسه «کارنامه» برگزار خواهم کرد.» فرمان آرا آينده حرفه يي خود در ايران را با گفتن اين جمله تشريح مي کند؛ «مي کوشم در اين دوره آموزشي تمام دانسته هايم را منتقل کنم. اين دوره از پنجم آبان شروع خواهد شد. از اقتصاد سينما تا جزييات فيلمسازي را درس خواهم داد. کارگاه با حضور 25 تا 30 هنرجو برگزار خواهد شد که به مقوله فيلمسازي آشنايي داشته باشند و فيلم کوتاه ساخته باشند. فرمان آرا براي ايجاد زيربناي فکري مشترک با هنرجويان، 10 فيلم، 10 داستان کوتاه و 10 رمان را معرفي خواهد کرد تا هنرجوها آثار را ببينند و بخوانند و زيربناي فکري مشترکي ايجاد شود. به گفته فرمان آرا اين کارگاه در قالب يک جلسه طولاني مدت در هفته از ساعت 9 صبح تا 5 بعدازظهر برگزار مي شود و طي آن تئوري کارگرداني، ايده پردازي، فيلمنامه نويسي، طراحي صحنه، کار با بازيگر، اقتصاد سينما، تبليغات سينما، ارتباط سينما با هنرهاي ديگر و مقوله کارگردان مولف که در ايران به درستي معرفي نشده، آموزش داده مي شوند.



منبع : اعتماد
|+| نوشته شده توسط حسین در یکشنبه نوزدهم مهر 1388  |
 هشتمين سالگرد فريدون فروغي
با سلام.

امروز سيزدهم مهرماه سالگرد هنرمند فقيد عرصه موسيقي ايران ،فريدون فروغي بود.از اين رو شخصا به محل دفن اين هنرمند رفتم و دو عكس كه امروز از گور فريدون فروغي واقع در روستاي قورقورك بخش اشتهارد گرفته ام را برايتان به نمايش ميگزارم.

لازم به ذكر است كه از صبح امروز تا حدود ساعت 19-20 شب طرفداران وي در آرامگاه وي مراسم يادبود برگزار كردند

|+| نوشته شده توسط حسین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388  |
 
 
بالا

                                                                                                                                                    http://webgozar.com/htmlcode.aspx?Code=637480&Type=counter